مسودات
مترادفها
پیشنویسها، طرحها
متضادها
نسخههای نهایی
لغت نامه دهخدا
مسودات. [ م ُس ْ وَدْ دا ] ( ع ص،اِ ) ج ِ مسودّة. رجوع به مسودة در تمام معانی شود.
مسودات. [ م ُ س َوْ وَ ] ( ع ص،اِ ) ج ِ مسوَّدة. رجوع به مسودة در تمام معانی شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع مسوده:... اما از کثرت الحاح آن عزیزان بقیت آن اجزا در میان مسودات دیگر طلب کردم...
جمله سازی با مسودات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نویسنده با دقت بسیار زیاد روی مسودات اولیه کتاب خود کار کرد تا بتواند ایدههای اصلی داستان را به شکلی منسجم و جذاب بیان کند.
💡 در جلسات هیئت مدیره، مدیرعامل چندین مسودات مختلف برای استراتژیهای جدید شرکت ارائه داد تا اعضا بتوانند آنها را به دقت بررسی و تحلیل کنند.
💡 قبل از انتشار نهایی گزارش مالی، کارشناسان باید تمام مسودات و پیشنویسهای تهیه شده را بارها بازبینی کنند تا از صحت اعداد و ارقام مطمئن شوند.