لغت نامه دهخدا
مشهودات. [ م َ ]( ع ص، اِ ) ج ِ مشهود و مشهودة. رجوع به مشهود شود.
مشهودات. [ م َ ]( ع ص، اِ ) ج ِ مشهود و مشهودة. رجوع به مشهود شود.
( اسم ) جمع مشهوده ( مشهود )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نخستین بار در کارهای پیکاسو و براک، به ویزه در نقاشیهای حدود سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۱۱ آن هاست که شکل نمایی [یا فیگوراسیون] در برابر انتزاع [یا آبستراکسیون] قرار میگیرد و تقابل آنها، نظرها را به خود جلب میکند. این آثار عنوان کوبیسم تحلیلی [یا آنالیتیک] را مییابند، و هر چند این اصطلاح [به لحاظ معنا] مانند بسیاری از برچسبهای کوتاه شدهٔ دیگر گمراهکننده است، ارجاع و اشاره به آن دوره یا سبک آثار پدید آمده را تسهیل میکند. (روشهای تشریح و تجزیه و تحلیل عقلانی، نا متکی به مشهودات خود آثار، معنای مستتر در این اصطلاح است)
💡 آذغان بنا به مشهودات و برخی کاوشها، محلی بسیار دیرینه و باستانی است، گورستانهایی در گوشه و کنار روستا هنوز هم باقی است که مردمان آنروزگار مردگان خود را در خمرهها دفن میکردهاند. آثاری از زمان ساسانی به نام دیزلی یعنی دیر زرتشت باقی است. در غرب روستا آنسوی رودخانه به تعداد هفت دیر پشت سر هم قرار دارند که خود دیرها ویران ولی تپهها هنوز دست نخورده به چشم میخورد.