لغت نامه دهخدا
مسنبخ. [ م ُ سَم ْ ب َ ] ( ع ص ) آن که درنیمروز سیر کند و راه رود. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || دور و بعید. ( ناظم الاطباء ).
مسنبخ. [ م ُ سَم ْ ب َ ] ( ع ص ) آن که درنیمروز سیر کند و راه رود. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || دور و بعید. ( ناظم الاطباء ).