مسقع
متضادها
گرم، داغ
لغت نامه دهخدا
مسقع. [ م ِ ق َ ] ( ع ص ) فصیح و بلیغ و مصقع، گویند خطیب مسقع یا مصقع. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
فصیح و بلیغ و مصقع
گرم، داغ
مسقع. [ م ِ ق َ ] ( ع ص ) فصیح و بلیغ و مصقع، گویند خطیب مسقع یا مصقع. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ).
فصیح و بلیغ و مصقع