مسرحیه

مترادف‌ها

نمایش، تئاتر

لغت نامه دهخدا

( مسرحیة ) مسرحیة. [ م َ رَ حی ی َ ] ( ع ص نسبی، اِ ) داستانی نثری یا شعری یا شعر و نثر با هم که بر صحنه تآتر به نمایش درآورند. ( از المنجد ). نمایشنامه. پیس.

جمله سازی با مسرحیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تماشاگران با شور و هیجان بسیار زیاد، به تماشای مسرحیه جدیدی نشستند که بر اساس یکی از داستان‌های کلاسیک و مشهور ادبیات جهان نوشته شده بود.

💡 کارگردان برای اجرای این مسرحیه پیچیده، ماه‌ها وقت صرف تمرین با بازیگران کرد تا بتواند تمام جزئیات و احساسات صحنه را به درستی منتقل کند.

💡 نوشتن یک مسرحیه موفق نیازمند درک عمیق از روانشناسی شخصیت‌ها و ایجاد دیالوگ‌هایی است که مخاطب را تا پایان اجرا با خود همراه کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران