مستطیب
مترادفها
خوشایند، دلپذیر
متضادها
ناخوشایند، بد
لغت نامه دهخدا
مستطیب. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استطابة. رجوع به استطابة شود.
فرهنگ معین
(مُ طَ ) [ ع. ] (اِفا. ) پاکیزه شونده، پاک گردنده.
خوشایند، دلپذیر
ناخوشایند، بد
مستطیب. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استطابة. رجوع به استطابة شود.
(مُ طَ ) [ ع. ] (اِفا. ) پاکیزه شونده، پاک گردنده.