مستذل
مترادفها
خوار، ذلیل، پست
متضادها
سربلند، عزتمند
لغت نامه دهخدا
مستذل. [ م ُ ت َ ذِل ل ] ( ع ص ) نعت فاعلی از استذلال. خوار و ذلیل دارنده کسی را. ( اقرب الموارد ). || خوار پندارنده. ( آنندراج ). کسی که دیگری را خوار می بیند. ( اقرب الموارد ). رجوع به استذلال شود.
مستذل. [ م ُ ت َ ذَل ل ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استذلال. خوار و ذلیل داشته شده. ( غیاث ) ( اقرب الموارد ). ذلیل شمرده شده. رجوع به استذلال شود: کارهای زمانه میل به ادبار دارد... و نیکمردان رنجور و مستذل و شِرّیران فارغ و محترم. ( کلیله چ مینوی ص 55 و 56 ).
فرهنگ معین
(مُ تَ ذَ ) [ ع. ] ۱ - (اِمف. ) ذلیل شمرده، خوار داشته. ۲ - (ص. ) خوار، زبون، ذلیل.
فرهنگ عمید
ذلیل، خوار داشته، خوارشده.
ویکی واژه
ذلیل شمرده، خوار داشته.
خوار، زبون، ذلیل.
جمله سازی با مستذل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آن فرمانده شکستخورده، پس از اینکه تمام شکوه خود را از دست داد، با حالتی مستذل و درهمشکسته از میدان خارج شد.
💡 هیچ انسانی دوست ندارد در موقعیتی مستذل و خوار قرار بگیرد، به همین دلیل او تمام تلاش خود را برای حفظ عزت کرد.
💡 در داستانهای کلاسیک، شخصیتهای شرور معمولاً در پایان مسیر، با سرنوشتی مستذل و با خواری و ذلت به پایان میرسند.