مستدرج
مترادفها
پلهپله، تدریجی
متضادها
معجل
لغت نامه دهخدا
مستدرج. [ م ُ ت َ رَ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از مصدر استدراج. بنده ای که خداوند او را پس از صدور خطا نعمت دهد و او استغفار را فراموش کند،قال عمربن الخطاب: اللهم أعوذ بک أن أکون مستدرجاً. ( اقرب الموارد ): گفت هر که از حیا سخن گوید و شرم ندارد از خدای در آنچه گوید او مستدرج بود. ( تذکرة الاولیاء عطار ). و رجوع به استدراج شود.
جمله سازی با مستدرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آموزههای دینی آمده است که گاهی افزایش نعمتها برای فرد گناهکار، نوعی مستدرج است تا او در خوشیها غافل شود و بیشتر از مسیر حق دور شود.
💡 او فکر میکرد موفقیتهای سریع و بیوقفه نشانهی رضایت الهی است، در حالی که در واقعیت، او در دام مستدرج بودن و غفلت گرفتار شده بود.
💡 باید مراقب بود که پیشرفتهای مادی و دنیوی، انسان را به سمت مستدرج شدن سوق ندهد و باعث شود از ارزشهای معنوی و اخلاقی فاصله بگیرد.