مستحوذ
مترادفها
چیره شدن، تسخیر کننده، غلبه کننده
متضادها
رها کردن، از دست دادن
لغت نامه دهخدا
مستحوذ. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحواذ. غلبه کننده و مستولی بر کسی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استحواذ شود.
چیره شدن، تسخیر کننده، غلبه کننده
رها کردن، از دست دادن
مستحوذ. [ م ُ ت َ وِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحواذ. غلبه کننده و مستولی بر کسی. ( اقرب الموارد ). رجوع به استحواذ شود.