مستتاب
مترادفها
توبهخواه، طلبکار توبه
متضادها
گناهکاری
لغت نامه دهخدا
مستتاب. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از استتابة. آنکه دعوت به توبه کردن شده باشد. ( اقرب الموارد ). رجوع به استتابة شود.
فرهنگ فارسی
دعوت کننده به توبه
جمله سازی با مستتاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 قاضی پس از شنیدن اعترافات متهم، او را به عنوان فردی مستتاب که بر توبه خود اصرار دارد، به پیشگاه عدالت و رحمت الهی فرستاد.
💡 در متون قدیمی، فرد مستتاب کسی شمرده میشد که پس از ارتکاب گناه، با پشیمانی فراوان به سوی اصلاح رفتار و بازگشت به مسیر درست گام برمیدارد.
💡 جامعه باید شرایطی فراهم کند تا هر فرد مستتاب بتواند پس از گذشتن از دوران خطای خود، دوباره به کانون زندگی اجتماعی و انسانی بازگردد.