مزورگر
مترادفها
کلاهبردار، فریبکار، حیلهگر، متقلب
متضادها
راستگو، صادق، امانتدار
لغت نامه دهخدا
مزورگر. [ م ُزَوْ وِ گ َ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از مزور +گر ) تزویرکننده. حیله کننده. تزویرگر. مزور. رجوع به مزوِّر شود.
کلاهبردار، فریبکار، حیلهگر، متقلب
راستگو، صادق، امانتدار
مزورگر. [ م ُزَوْ وِ گ َ ] ( ص مرکب ) ( مرکب از مزور +گر ) تزویرکننده. حیله کننده. تزویرگر. مزور. رجوع به مزوِّر شود.