پالوده خوری
لغت نامه دهخدا
پالوده خوری. [ دَ / دِ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) ظرفی که در آن پالوده خورند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ظرفی که در آن پالوده خورند.
جمله سازی با پالوده خوری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مگر نسیم صبا را ز صبح در یابیم که هست بکر وز انفاس خلق پالوده
💡 خود بخود او خوش است و آسوده چرب و شیرین بسان پالوده
💡 چو مغز و دل مردم آلوده گشت به نومیدی از رای پالوده گشت
💡 وه که امروز چو پالوده دلم لرزان است که به ناگه بربایند، چو در دکان است
💡 کحل بیناییش ده زین در که عمری زین هوس مردمان چشم او خون جگر پالوده اند
💡 شده خوشه پالوده سر تا به دم ز چرخشت شیرش شده سوی خم