لغت نامه دهخدا
خلرخوری. [ خ ُل ْ ل َ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) ظرفی است که برای خوردن باقلا و خلر ( مُلمُلی ) و سبزیجات بکار می آید. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خلرخوری. [ خ ُل ْ ل َ خوَ / خ ُ ] ( اِ مرکب ) ظرفی است که برای خوردن باقلا و خلر ( مُلمُلی ) و سبزیجات بکار می آید. ( یادداشت بخط مؤلف ).
ظرفی است که برای خوردن باقلا و خلرو سبزیجات بکار می آید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غم جهان چه خوری چون جهان نیرزد غم دمی که هست بشادی گذار ابن یمین
💡 جورج خوری (عربی: جورج خوري؛ زادهٔ ۱۹۶۲) بازیکن فوتبال اهل سوریه بود.
💡 خونخواره گشتی و نشکیبی همی ز خون آهسته خور که خون دل من همی خوری
💡 می خوری به که روی طاعت بیدرد کنی اندکی درد به از طاعت بسیار مرا
💡 از دیده جام جام ببارم شراب لعل چون بینمت که یاد یکی دون همی خوری