مرغس

لغت نامه دهخدا

مرغس. [ م ُ غ ِ / م ُ غ َ / م ُ رَغ ْ غ ِ ] ( ع ص ) به ناز و نعمت پرورنده خود را و زیست فراخ. ( منتهی الارب ). کسی که خود را در ناز و نعمت بپروراند. ( از اقرب الموارد ). آنکه عیش او فراخ باشد و در فراخ زندگانی کند. ( از ناظم الاطباء ).