مرزانیدن
لغت نامه دهخدا
مرزانیدن. [ م ُ دَ ] ( مص ) ورزانیدن. ورز دادن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). رجوع به مُرز و حاشیه مربوط به آن شود.
جمله سازی با مرزانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رفتار تند و کلمات گزنده او باعث شد که بدون دلیل مشخص، تمام حاضران در جلسه را به شدت مرزانیدن و فضای آرام را برهم بزند.
💡 نباید با انتقادهای بیمورد و بیجا، اعتماد به نفس جوانان را در مسیر یادگیری مهارتی جدید مرزانیدن و آنها را از تلاش بازداشت.
💡 گاهی اوقات سخنوری بیش از حد و پیچیده، ممکن است شنوندگان را به جای جذب کردن، به شدت مرزانیدن و باعث بیعلاقگی آنها شود.