مرذول
مترادفها
پست، خوار، حقیر، مذموم، رذیل
متضادها
محبوب، ستودنی، پسندیده، ارزشمند، محترم
لغت نامه دهخدا
مرذول. [ م َ ] ( ع ص ) فرومایه. ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). ناکس. ( ناظم الاطباء ). نعت است از رذل به معنی ناکس و فرومایه گردانیدن. ( از منتهی الارب ). مردم دون و خسیس. هر چیز ردی. رذل. رذال. رذیل. رذالی. ارذل. ( متن اللغة ). مقابل مقبول.
فرهنگ معین
(مَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - ناکس، سفله. ۲ - فرومایه، پست.
ویکی واژه
ناکس، سفله.
فرومایه، پست.