مردکوش
مترادفها
سختکوش، کوشا، پرتلاش
متضادها
تنبل
لغت نامه دهخدا
مردکوش. [ م َ دَ ] ( اِ ) مرزنجوش. مرد قوش. رجوع به مرد قوش در این لغت نامه و نیز رجوع به فرهنگ دزی ج 2 ص 580 شود.
سختکوش، کوشا، پرتلاش
تنبل
مردکوش. [ م َ دَ ] ( اِ ) مرزنجوش. مرد قوش. رجوع به مرد قوش در این لغت نامه و نیز رجوع به فرهنگ دزی ج 2 ص 580 شود.