لغت نامه دهخدا
مرد و مدد. [ م َ دُ م َ دَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) یار و یاور. کس و کار.
- مرد و مددی نداشتن؛یکبارگی بی کس بودن. سرپرست و نفقه آوری نداشتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
مرد و مدد. [ م َ دُ م َ دَ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) یار و یاور. کس و کار.
- مرد و مددی نداشتن؛یکبارگی بی کس بودن. سرپرست و نفقه آوری نداشتن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
یاور یاور
💡 مساله تفاوتهاى روحى و جسمى زن و مرد و تفاوت وظايف آنها است.
💡 خواه موقعيت طبيعى باشد (مانند تفاوت دو جنس مرد و زن با يكديگر) و يا تفاوت بهخاطر تلاشها و كوششهاى اختيارى.
💡 لاجرم با مرد و زن زان روز کاین عالم بود بر تن و جان تو اندر مشرق و مغرب دعاست
💡 میکند یغما دل و دین از کف پیر و جوان نه هراس از مرد و نه اندیشه از زن میکند
💡 آرزو مرد و جوانی رفت و عشق از دل گریخت غم نمیگردد جدا از جان مسکینم هنوز
💡 رسول اكرم فرموده است: خواستن رزق مباح و گذران كردن از درآمدحلال وظيفه واجب هر مرد و زن مسلمان است.