لغت نامه دهخدا
مرافات. [ م ُ ] ( ع اِمص ) موافقت. مدارات. اتفاق. ( یادداشت مؤلف ). سازواری. مرافاة. رجوع به مرافاة شود.
مرافاة. [ م ُ ] ( ع مص ) مدارا نمودن. ( منتهی الارب ). موافقت کردن و سازواری نمودن. ( از ناظم الاطباء ): رافاه؛ حاباه و داراه. ( متن اللغة ). موافقت کردن. رِفاء. ( از اقرب الموارد ).