لغت نامه دهخدا
مذعابین. [ م ُ ذَ عاب ْ بی ] ( ع ص، ق، اِ ) پیاپی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رأیتهم مذعابین: کانهم عرف الضبع؛ ای یتلوا بعضهم بعضاً. ( متن اللغة ) ( از اقرب الموارد )؛ دیدم ایشان را یکی پس از دیگری که گویا یال کفتار نرند. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ).