مد یاتور
لغت نامه دهخدا
مدیاتور. [ م ِ ت ُ ] ( فرانسوی، اِ ) میانجی. واسطه. ( از فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) میانجی واسطه. توضیح احتراز از استعمال اینکلم. بیگانه اولی است.
مدیاتور. [ م ِ ت ُ ] ( فرانسوی، اِ ) میانجی. واسطه. ( از فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) میانجی واسطه. توضیح احتراز از استعمال اینکلم. بیگانه اولی است.