لغت نامه دهخدا
مداوله. [ م ُ وَ ل َ / ل ِ ] ( از ع اِمص ) مداولت. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مداولت و مداولة شود.
مداوله. [ م ُ وَ ل َ / ل ِ ] ( از ع اِمص ) مداولت. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به مداولت و مداولة شود.
( مصدر ) ۱- مداومت. ۲- دور زدن. ۳- انقلاب زمانه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لذا خداى تعالى براى ابطال اين خيال بعد از تذكر اين معنا كه مداوله ايام به منظورامتحان و خالص ساختن است، شروع به ملامت كردن آنان در اين پندارباطل نمود، و حقيقت حال را روشن ساخت و فرمود:
💡 حكمت ها و مصالح در مداوله ايام بين الناس (دست به دست شدن روزگار)