مخاتمه
کلمهی «مخاتمه» در فارسی به معنای پایان دادن، ختم کردن یا به سرانجام رساندن یک کار، امر یا جریان است. این واژه بیشتر در متون کهن، ادبی و متون رسمی به کار رفته و بیانگر فرآیند خاتمه یا اتمام یک امر به شیوهای قطعی و کامل است. مخاتمه میتواند مربوط به پایان یک مذاکرات، گفتگو، نوشته، پروژه یا حتی یک حادثه باشد و بر جنبهی تمامشدن و به نتیجه رسیدن تأکید دارد. این واژه با اصطلاحات مشابهی مانند خاتمه، پایان، اتمام و فرجام هممعنی است، اما بار معنایی آن کلاسیک و رسمی است. در ادبیات فارسی، نویسندگان برای نشان دادن پایان یک داستان، حکایت یا بحث از مخاتمه استفاده میکردهاند تا حس نتیجهگیری و جمعبندی منتقل شود. همچنین، در مکاتبات اداری و متون قانونی، مخاتمه میتواند به معنای پایان یک پرونده یا رسیدگی نیز باشد.
لغت نامه دهخدا
( مخاتمة ) مخاتمة. [ م ُ ت َ م َ ] ( ع مص ) ختم کردن و به پایان رساندن. ( آنندراج ). تمام کردن و انجام دادن و به انجام رسانیدن. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با مخاتمه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از ساعتها مذاکره طولانی و دشوار، دو طرف بالاخره توانستند به یک مخاتمه موفقیتآمیز در مورد قراردادهای تجاری جدید میان دو کشور دست یابند.
💡 در پایان این رمان بسیار جذاب، نویسنده با یک مخاتمه غیرمنتظره، تمام گرههای داستانی را باز کرده و خوانندگان را غافلگیر کرد.
💡 برای رسیدن به مخاتمه در این پروژه بزرگ، نیاز است که تمام تیمها با دقت و هماهنگی کامل روی جزئیات نهایی کار کنند.