محمد بن حسن بن زینالدین، مشهور به فخرالدین، از عالمان و فقیهان برجسته امامیه در قرن دهم و یازدهم هجری است که نسب او به شهید ثانی و خاندان علمی زینالدین میرسد و در یک خانواده کاملاً علمی و فقهی رشد یافته است. او فرزند صاحب «معالم» و نوه شهید ثانی بوده و از کودکی در محیطی سرشار از دانش فقه، حدیث و اصول تربیت شده است. وی تحصیلات اولیه خود را نزد پدر آغاز کرد و سپس از محضر عالمان بزرگی همچون سید محمد صاحب «مدارک» بهره برد و به مرتبهای بلند در فقه و اجتهاد رسید. پس از درگذشت استادانش، برای تکمیل دانش خود به مکه رفت و در محضر میرزا محمد استرآبادی در علم رجال و حدیث به تعمیق مطالعات خود پرداخت. او همچنین مدتی در دمشق با عالمان اهل سنت دیدار و گفتوگو داشت و در مسیر علمی خود تعامل علمی میان مذاهب را نیز تجربه کرد. تسلط او بر علم رجال بهویژه تحت تأثیر ارتباط طولانی با محدثان و رجالیان بزرگ، موجب شد در این دانش دیدگاههای مستقل و اثرگذاری ارائه دهد. از جمله آراء رجالی او میتوان به پذیرش نقل کلینی به عنوان نشانه اعتبار راوی و نیز پذیرش مراسیل در برخی شرایط اشاره کرد. او همچنین در تعارض اقوال رجالی، معمولاً نظر نجاشی را بر شیخ طوسی مقدم میدانست و در تحلیل احادیث دیدگاههای خاصی ارائه میکرد. از آثار مهم او میتوان به شرح «استبصار» و شرح «صحیفه سجادیه» اشاره کرد که نشاندهنده گستره علمی او در فقه و حدیث است. در مجموع، محمد بن حسن بن زینالدین از چهرههای مهم علمی در سنت فقهی شیعه محسوب میشود که نقش قابل توجهی در توسعه علم رجال و حدیث ایفا کرده است.
محمد بن حسن بن زین الدین
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] فخرالدین، ابوجعفر محمد بن حسن بن زید الدین الشهید الثانی نوه شهید ثانی و فرزند صاحب معالم است.
وی تحصیل را در محضر پدر آغاز کرد، و با بهره وری از محضر آن فقیه ژرف اندیش بزرگ و فقیه جلیل القدر سید محمد، صاحب «المدارک» به جایگاه بلندی از دانش و فقاهت دست یافت. پس از ارتحال آن دو بزرگوار به مکه رفت و در محضر میرزا محمد استرآبادی صاحب «کتاب الرجال» به تعمیق و توسیع آموخته هایش پرداخت و به ویژه در حدیث و رجال از آن بزرگوار بسی بهره برد.مؤلف گاه به دمشق می رفت و با عالمان عامه، دیدار می کرد و در فراگیری و فرادهی، مرزهای مذهبی را در می نوردید. پیوستگی پنج ساله ی او با رجالی بزرگ محمد امین استرآبادی او را در دانش رجال به چیرگی عظیمی رساند. گستردگی آگاهی های مؤلف در دانش رجال از شرح مورد گفتگو به روشنی پیدا است.
آرای رجالی
محققان برخی از آرای رجالی مؤلف را بدین سان گزارش کرده اند:۱. روایت بزرگانی چون کلینی از کسی، نشانگر اعتبار او است.۲. اعتماد بر نقل مراسیل، صلاحیت برای قدح رجالی ندارد.۳. در تعارض اقوال نجاشی و شیخ در جرح و تعدیل، قول نجاشی را مقدم می دارد.۴. اگر نجاشی از مذهب کسی یاد نکند، نشانگر نفی مذهب خاص از او است.۵. حدیث ابراهیم بن هاشم را «حسن» می داند و نه «صحیح»۶. «اضمار» موجب ضعف حدیث نیست.۷. وکالت امامان علیه السّلام وثاقت وکیل را ثابت نمی کند.
تالیفات
۱- استقصاء الاعتبار فی شرح الاستبصار۲- شرح صحیفه سجادیه
عناوین مرتبط
...