محل نهادن
مترادفها
قرار دادن، نهادن، گذاشتن
متضادها
برداشتن، برچیدن
لغت نامه دهخدا
محل نهادن. [ م َ ح َن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) محل گذاشتن. اعتنا کردن. اهمیت دادن. و رجوع به ترکیب محل نهادن ذیل محل شود.
فرهنگ معین
(مَ حَ. نَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) اهمیت دادن، اعتنا کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) اهمیت دادن اعتنا کردن محل گذاشتن: هر یکی را بر قدر او مرتبتی و محلی نهد.
ویکی واژه
اهمیت دادن، اعتنا کردن.