محدودۀ تصادف
فرهنگستان زبان و ادب
{accident site} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] محدوده ای که شامل محل تصادف و دست کم صد متر پیش یا پس از آن می شود
جمله سازی با محدودۀ تصادف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پلیس راه با بستن کامل محدودۀ تصادف، اجازه داد تا تیمهای پزشکی و امدادی بدون مزاحمت به کمک مصدومان برسند.
💡 کارشناسان راهنمایی و رانندگی با بررسی دقیق محدودۀ تصادف، تلاش کردند تا علت اصلی برخورد دو خودرو را به درستی تشخیص دهند.
💡 در حادثه زنجیرهای بسیار بزرگ، محدودۀ تصادف به قدری وسیع بود که جابجایی خودروهای آسیبدیده ساعتها به طول انجامید.