لغت نامه دهخدا
محتات. [ م ِ ] ( ع ص ) خرمابنی که غوره آن بریزد. ( منتهی الارب ماده «ح ت ت » ) ( ناظم الاطباء ).
محتاة. [ م ُ ] ( ع ص ) فرس محتاةالخلق؛ اسب استوارخلقت. ( منتهی الارب ماده «ح ت ی » ). اسب محکم و استوار گرداندام. ( ناظم الاطباء ).
محتات. [ م ِ ] ( ع ص ) خرمابنی که غوره آن بریزد. ( منتهی الارب ماده «ح ت ت » ) ( ناظم الاطباء ).
محتاة. [ م ُ ] ( ع ص ) فرس محتاةالخلق؛ اسب استوارخلقت. ( منتهی الارب ماده «ح ت ی » ). اسب محکم و استوار گرداندام. ( ناظم الاطباء ).
خرما بنی که غوره آن بریزد