محاطبه
مترادفها
خطاب، سخن گفتن
متضادها
سکوت، بیتوجهی
لغت نامه دهخدا
( محاطبة ) محاطبة. [ م ُ طِ ب َ ] ( ع ص ) ماده شتر که خار خشک خورد. ( از منتهی الارب ).
خطاب، سخن گفتن
سکوت، بیتوجهی
( محاطبة ) محاطبة. [ م ُ طِ ب َ ] ( ع ص ) ماده شتر که خار خشک خورد. ( از منتهی الارب ).