لغت نامه دهخدا
مجنوز. [ م َ ] ( ع اِ ) نعش و مرده. ( آنندراج ). جنازه مرده. ( ناظم الاطباء ). میت و منه قول الحریری: «و مجنوز یقبر». ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) پوشیده شده. || گردآورده. ( ناظم الاطباء ).
مجنوز. [ م َ ] ( ع اِ ) نعش و مرده. ( آنندراج ). جنازه مرده. ( ناظم الاطباء ). میت و منه قول الحریری: «و مجنوز یقبر». ( از اقرب الموارد ). || ( ص ) پوشیده شده. || گردآورده. ( ناظم الاطباء ).