متکشف
مترادفها
کاشف، کشفکننده
لغت نامه دهخدا
متکشف. [ م ُ ت َ ک َش ْ ش ِ ] ( ع ص ) برهنه و گشاده. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || اظهار کرده شده. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تکشف شود.
جمله سازی با متکشف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او به عنوان متکشف اصلی این مسیر تجاری قدیمی، توانست نقش بسیار مهمی در بهبود روابط اقتصادی و سیاسی بین دو کشور ایفا کند.
💡 دانشمندان برجسته به عنوان متکشف این پدیده جدید، توانستند با استفاده از تجهیزات پیشرفته، حقایق پنهان فضا را به دقت آشکار کنند.
💡 وی به عنوان متکشف آثار باستانی در این منطقه، توانست اطلاعات بسیار ارزشمندی را درباره تاریخ تمدنهای گذشته به دست آورد.