متکاثف

لغت نامه دهخدا

متکاثف. [ م ُ ت َ ث ِ] ( ع ص ) غلیظ و سطبرشده. ضد متخلخل. ( از غیاث ) ( از آنندراج ). سطبرشده و بر هم نشسته. ( ناظم الاطباء ) ( ازمنتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). متراکب. غلیظ. درهم. انبوه. ملتف. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). ستبر وکثیف و منجمد. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تکاثف شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ ثِ ) [ ع. ] (اِفا. ) ستبر شده، ضخیم شده.

فرهنگ عمید

۱. ستبر.
۲. برهم نشسته، انبوه.

فرهنگ فارسی

ستبرشده، برهم نشسته
(اسم ) ۱ - ستبر شونده.۲ - بر هم نشسته. ۳ - ( صفت ) ستبر غلیظ: و چون آن درخت بدین غایت بود اندر سردی لابد مسام و مناقس او متکاثف باشد.

ارغوان یعنی چه؟
ارغوان یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز