متناشی
مترادفها
ناشی شده، حاصل شده، برآمده
متضادها
منتهی
لغت نامه دهخدا
متناشی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) مست شده از شراب. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
جمله سازی با متناشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بسیاری از مشکلات زیستمحیطی که امروزه با آنها مواجه هستیم، متناشی از فعالیتهای بیرویه صنعتی و مصرف بیش از حد منابع طبیعی زمین است.
💡 این نوع بیماریهای پوستی معمولاً متناشی از حساسیت شدید بدن به مواد شیمیایی موجود در محصولات آرایشی و بهداشتی بیکیفیت و تقلبی هستند.
💡 اختلافات سیاسی اخیر بین دو کشور، متناشی از مسائل مرزی قدیمی و عدم توافق بر سر تقسیم منابع آبی در رودخانههای مشترک بین آنهاست.