متمعدد

مترادف‌ها

متعدد، بسیار، گوناگون

متضادها

واحد، یگانه، تک

لغت نامه دهخدا

متمعدد. [ م ُ ت َ م َ دِ ] ( ع ص ) دار متمعدد، خانه دور. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بعید. ( ذیل اقرب الموارد ). || خوراک و پوشاک درشت. ( ناظم الاطباء ).

کلمات مرتبط