متفقع
مترادفها
ترکیده، شکافته
متضادها
منقبض، بسته
لغت نامه دهخدا
متفقع. [ م ُ ت َ ف َق ْق ِ ] ( ع ص ) نبات متفقع؛گیاه که چون خشک شود سخت گردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
گیاه خشک شده سخت
ترکیده، شکافته
منقبض، بسته
متفقع. [ م ُ ت َ ف َق ْق ِ ] ( ع ص ) نبات متفقع؛گیاه که چون خشک شود سخت گردد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
گیاه خشک شده سخت