مشجذ
مترادفها
تراشیده، بریده
لغت نامه دهخدا
مشجذ. [ م ُ ج ِ ] ( ع ص ) چیزی سخت و اذیت دهنده. || باران نرم و سست. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).
تراشیده، بریده
مشجذ. [ م ُ ج ِ ] ( ع ص ) چیزی سخت و اذیت دهنده. || باران نرم و سست. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).