متفقر

مترادف‌ها

فقیر، تنگدست، نیازمند، محتاج، تهی‌دست

متضادها

ثروتمند، غنی، بی‌نیاز، مرفه

لغت نامه دهخدا

متفقر. [ م ُ ت َ ف َق ْ ق ِ ] ( ع ص ) ارض متفقر؛ زمینی بسیار چاه. بسیارگو. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). ملکی که دارای مغاک و گودال و خندق و رخنه باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). ورجوع به ماده بعد شود. || کسی که برای خرمابن ود می کند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

فرهنگ فارسی

زمین بسیار چاه

کلمات مرتبط