متفقر

مترادف‌ها

فقیر، تنگدست، نیازمند، محتاج، تهی‌دست

متضادها

ثروتمند، غنی، بی‌نیاز، مرفه

لغت نامه دهخدا

متفقر. [ م ُ ت َ ف َق ْ ق ِ ] ( ع ص ) ارض متفقر؛ زمینی بسیار چاه. بسیارگو. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ). ملکی که دارای مغاک و گودال و خندق و رخنه باشد. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ). ورجوع به ماده بعد شود. || کسی که برای خرمابن ود می کند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).

فرهنگ فارسی

زمین بسیار چاه

جمله سازی با متفقر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون کهن ادبی، واژه متفقر برای توصیف افرادی به کار می‌رود که از فقر بسیار رنج می‌برند و نیازمند کمک‌های انسانی هستند.

💡 آن مرد متفقر که روزگار سختی را می‌گذراند، با وجود تمام سختی‌ها، همواره با وقار و آرامش با مشکلات زندگی خود روبرو می‌شد.

💡 داستان‌های کلاسیک معمولاً شخصیت‌های متفقر را به عنوان نمادی از صبوری و ایمان در برابر سختی‌های بی‌امان زندگی و فقر پایداری نشان می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران