متعبدات
مترادفها
عبادات، پارساییها
متضادها
گناهات، امور دنیوی
لغت نامه دهخدا
متعبدات. [ م ُ ت َ ع َب ْ ب َ ] ( ع اِ ) اعمال و قربانیهائی که در ایام حج در مکه معظمه بجای آورند. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
جمله سازی با متعبدات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون مذهبی و تاریخی، از متعبدات خاصی یاد شده است که تمام زندگی خود را وقف عبادت و خدمت به نیازمندان و مظلومان در طول دوران خود کرده بودند.
💡 این کتاب به بررسی سبک زندگی و اعمال روزانه متعبدات در قرون وسطی میپردازد و تأثیر فعالیتهای معنوی آنها بر جامعه اطرافشان را تحلیل میکند.
💡 بسیاری از متعبدات با انجام مناسک سخت و ریاضتهای طولانی، سعی داشتند به آرامش درونی و نزدیکی بیشتر به خداوند در مسیرهای دشوار معنوی دست یابند.