متعادیه

مترادف‌ها

معمول، رایج، مرسوم، عادی

متضادها

غیرعادی، غیرمتعارف، عجیب

لغت نامه دهخدا

( متعادیة ) متعادیة. [ م ُ ت َ ی َ ] ( ع ص ) ارض متعادیة؛ زمین مختلف با سنگ و کلوخ. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). زمین مختلف سنگناک دارای دره و زمین باسنگ و کلوخ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعادی شود.

کلمات مرتبط