متعادیه

مترادف‌ها

معمول، رایج، مرسوم، عادی

متضادها

غیرعادی، غیرمتعارف، عجیب

لغت نامه دهخدا

( متعادیة ) متعادیة. [ م ُ ت َ ی َ ] ( ع ص ) ارض متعادیة؛ زمین مختلف با سنگ و کلوخ. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). زمین مختلف سنگناک دارای دره و زمین باسنگ و کلوخ. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تعادی شود.

جمله سازی با متعادیه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 روابط متعادیه و تنش‌های مستمر بین دو کشور همسایه، باعث شده است که امنیت مرزی در مناطق مشترک به شدت کاهش یابد.

💡 اقدامات متعادیه و تجاوزکارانه برخی گروه‌های مسلح، صلح و آرامش را در منطقه به خطر انداخته و باعث آوارگی مردم شده است.

💡 تحلیلگران سیاسی معتقدند که رفتارهای متعادیه در سطح بین‌المللی، مانعی بزرگ برای برقراری مذاکرات صلح‌آمیز و همکاری‌های اقتصادی میان ملت‌هاست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران