متشیع
مترادفها
شیعه
لغت نامه دهخدا
متشیع. [ م ُ ت َ ش َی ْی ِ ] ( ع ص ) دعوی شیعیت کننده و خود را شیعی نماینده. ( آنندراج ). دعوای شیعی کرده و شیعی شده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ): هیچ مانعی ندارد که یک نفر شیعی متمایل به اعتزال یایک نفر معتزلی متشیع باشد. ( خاندان نوبختی ص 241 ).
جمله سازی با متشیع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تاریخ اسلام شاهد دورانهای مختلفی بوده است که در آن، گروههای مختلف متشیع با دیدگاههای متنوع خود در ساختار سیاسی و اجتماعی نقش داشتند.
💡 در مطالعات مذهبی و تاریخی، بررسی ریشههای فکری گروههای متشیع و تأثیر آنها بر توسعه تمدن اسلامی یکی از موضوعات بسیار مهم و گسترده است.
💡 بسیاری از آثار ادبی کلاسیک در کشورهای مختلف، از دیدگاههای متشیع و نگاه خاص آنها به مسائل اعتقادی و عرفانی تأثیر بسیار زیادی پذیرفتهاند.