متدعی
مترادفها
مدعی، خواهان
متضادها
خوانده، مدعیعلیه
لغت نامه دهخدا
متدعی. [ م ُ ت َ دَع ْ عی ] ( ع ص ) دعوی کننده. ( آنندراج ). کسی که دعوی می نماید و ادعا می کند. ( ناظم الاطباء ).
جمله سازی با متدعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جریان رسیدگی به پرونده در دادگاه، متدعی باید تمام مدارک و مستندات لازم برای اثبات ادعای خود را به صورت دقیق و مستدل ارائه دهد.
💡 وکیل مدافع در طول جلسه دادگاه تلاش میکند تا با ارائه استدلالهای منطقی، ادعاهای مطرح شده توسط متدعی را زیر سوال ببرد و آنها را رد کند.
💡 اگر متدعی نتواند رابطه مستقیم میان خسارت وارده و رفتار طرف مقابل را به طور کامل ثابت کند، احتمالاً قاضی حکم به رد دعوی صادر خواهد کرد.