کلمهی «مُتَشَوِّش» در فارسی به معنای آشفته، پریشان، نابسامان و دچار اضطراب ذهنی یا فکری است. این واژه ریشهای عربی دارد و از باب تفعّل گرفته شده و مفهوم بههمریختگی، بینظمی و آشفتگی در آن نهفته است. هنگامی که فردی را متشوش مینامیم، منظور حالتی است که افکار او نظم همیشگی خود را از دست داده و دچار پراکندگی و پریشانی شده است. این آشفتگی میتواند به دلیل ترس، نگرانی، بیخبری، فشار روحی یا سردرگمی باشد. در متون کهن فارسی، این واژه گاهی برای توصیف آشفتگی اوضاع سیاسی، اجتماعی یا اقتصادی نیز به کار رفته و نه فقط دربارهی اشخاص. این کلمه میتواند جنبه ذهنی داشته باشد، مانند: «ذهنی متشوش»، یا جنبه بیرونی و ظاهری، مانند: «اتاقی متشوش و نامرتب». از نظر کاربرد معنایی، متشوش با واژههایی چون مضطرب، پریشان، آشفته، ناآرام و سردرگم هممعنی است. این کلمه در نوشتههای رسمی، ادبی و توصیفی بیشتر دیده میشود و نسبت به واژههای روزمره، حالت رسمیتر و کتابیتری دارد. در روانشناسی نیز میتوان از آن برای بیان وضعیت ذهنی ناپایدار و پرتنش استفاده کرد.
متشوش
لغت نامه دهخدا
متشوش. [ م ُ ت َ ش َوْ وِ ] ( ع ص ) کارشوریده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آشفته و مضطرب و پریشان. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تشوش شود.
فرهنگ عمید
دارای تشویش، آشفته، مضطرب، پریشان.