متسارع
متضادها
کند، آهسته
لغت نامه دهخدا
متسارع. [ م ُ ت َ رِ ] ( ع ص ) شتابنده. ( آنندراج ). کسی که شتاب می کند. ( ناظم الاطباء ). || هم شتاب و باهم شتاب کننده. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تسارع شود.
جمله سازی با متسارع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در فیزیک کلاسیک، یک ذره متسارع دارای تغییری در سرعت خود در واحد زمان است که منجر به ایجاد نیروهای گریز از مرکز میشود.
💡 طراحی موتورهای پیشرفته نیازمند محاسبات دقیق برای کنترل حرکت هر جسم متسارع در مسیرهای پرتابی بسیار پیچیده و حساس است.
💡 برخلاف حرکت یکنواخت، حرکت یک جسم متسارع نیازمند اعمال مداوم نیرو برای تغییر حالت دینامیکی و افزایش سرعت در مسیر تعیین شده است.