لغت نامه دهخدا
مترشش. [ م ُ ت َ رَش ْ ش ِ ] ( ع ص ) چکنده. مایعریزنده. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ترشش شود.
مترشش. [ م ُ ت َ رَش ْ ش ِ ] ( ع ص ) چکنده. مایعریزنده. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ترشش شود.
چکنده، چیزی که قطره قطره فروریزد.
( اسم ) چکنده مایع ریزنده.