متخمر

مترادف‌ها

مست، سکرآلود

لغت نامه دهخدا

متخمر. [ م ُ ت َ خ َم ْ م ِ ] ( ع ص ) زن معجر پوشیده. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تخمر شود.

جمله سازی با متخمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون قدیمی فلسفی، گاهی از اصطلاح ذهن متخمر برای توصیف وضعیتی استفاده می‌شد که در آن عقل تحت تأثیر هیجانات شدید و غلیان احساسات قرار گرفته است.

💡 پزشکان در قدیم معتقد بودند که اگر مواد خاصی در بدن بیش از حد باقی بمانند، حالت متخمر در خون ایجاد شده و باعث بیماری‌های مختلف می‌شود.

💡 برخی از منتقدان اجتماعی معتقدند که جامعه‌ای که با تبلیغات دروغین متخمر شده باشد، دیگر توانایی تشخیص حقیقت از کذب را به صورت منطقی نخواهد داشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران