مبادر

مترادف‌ها

پیشگام، اقدام‌کننده

متضادها

منفعل، عقب‌مانده

لغت نامه دهخدا

مبادر. ( م ُ دِ ] ( ع ص ) آنکه تعجیل کند. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). || غلام به سن بلوغ رسیده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه تعجیل کند

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران