مأمل
مترادفها
مأمول، مطلوب
متضادها
ناامیدانه، مأیوس
لغت نامه دهخدا
مأمل. [ م َءْ م َ ] ( ع اِ ) جای امید. ( آنندراج ). محل امید و امیدگاه. ( ناظم الاطباء ). || امید یا آنچه بتوان بدان امید بست. ( از محیط المحیط ).
مأمول، مطلوب
ناامیدانه، مأیوس
مأمل. [ م َءْ م َ ] ( ع اِ ) جای امید. ( آنندراج ). محل امید و امیدگاه. ( ناظم الاطباء ). || امید یا آنچه بتوان بدان امید بست. ( از محیط المحیط ).