مازحه
کلمهی «مازحه» یک واژه عربی و صورت مؤنث «مازح» است. ریشه این واژه از «مزاح» به معنای شوخی، لطیفهگویی و خوشمشربی گرفته شده است. بنابراین «مازحه» به زن یا فرد مؤنثی گفته میشود که شوخطبع، بذلهگو و اهل خنده و سرگرمی باشد. این واژه حالت صفتی دارد و بیشتر در زبان نوشتاری، ادبی یا گفتگوهای رسمی عربی به کار میرود. در فارسی نیز این واژه گاهی دیده میشود، اما بیشتر در متون مذهبی، تاریخی یا ادبی باقی مانده و در گفتار روزمره جای خود را به کلماتی مانند شوخ، سرحال یا خندهرو داده است. مازحه معمولاً شخصیتی مهربان، خوشخلق و دور از خشونت را توصیف میکند و بیانگر روحیه صمیمیت و نزدیکی در تعامل با دیگران است. البته در برخی بافتها، اگر شوخی بیش از حد باشد، میتواند اشاره به سبکسری یا کمجدیتی نیز پیدا کند؛ بنابراین معنای دقیق آن بسته به لحن و موقعیت تغییر میکند.
مترادفها
شوخی، مزاح
متضادها
جدیت
لغت نامه دهخدا
( مازحة ) مازحة. [ زِ ح َ ] ( ع ص ) مؤنث مازح. ( ناظم الاطباء ). زن مزاح کننده. زن بذله گو. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) مونث مازح زن مزاح کننده زن بذله گو.
جمله سازی با مازحه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شخصیت اصلی داستان با استفاده از مازحه و شوخیهای ظریف خود، توانست فضای سنگین و متشنج جلسات رسمی را برای حاضران به شکلی مثبت تغییر دهد.
💡 در فرهنگهای مختلف، مازحه و شوخی با دوستان نزدیک معمولاً ابزاری برای تقویت روابط اجتماعی و کاهش استرسهای ناشی از فشارهای زندگی روزمره است.
💡 شاعر در اشعار خود گاهی از مازحه و طنز استفاده میکند تا مفاهیم عمیق فلسفی را در قالب جملاتی ساده و در عین حال خندهدار بیان کند.