لغت نامه دهخدا
لواطف. [ ل َ طِ ] ( ع اِ ) استخوانهای پهلوی نزدیک سینه. ( منتهی الارب ): ایشان را از نکبات صبا و دبور خوف و رجا و هبوب شمال و جنوب قبض و بسط لواطف عواطف انس و هیبت نجات دهد. ( کلیات سعدی ص 4 ).
لواطف. [ ل َ طِ ] ( ع اِ ) استخوانهای پهلوی نزدیک سینه. ( منتهی الارب ): ایشان را از نکبات صبا و دبور خوف و رجا و هبوب شمال و جنوب قبض و بسط لواطف عواطف انس و هیبت نجات دهد. ( کلیات سعدی ص 4 ).
مهربانی ها و نرمی ها.