لهلهه
مترادفها
غوغا، هیاهو، فریاد، غرش
متضادها
سکوت
لغت نامه دهخدا
( لهلهة ) لهلهة. [ ل ُ ل ُ هََ ] ( ع اِ ) لُهله. رجوع به لهله شود.
لهلهة. [ ل َ ل َ هََ ] ( ع مص ) تُنک بافتن جامه را. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با لهلهه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با شنیدن لهلهه و صدای بلند جمعیت در میدان شهر، مردم با هیجان و کنجکاوی به سمت مرکز شهر حرکت کردند تا ببینند چه اتفاق جدیدی در حال رخ دادن است.
💡 لهلهه و فریادهای سربازان در میدان جنگ، نشاندهندهی شدت درگیریها و هیجان بسیار زیاد در آن لحظات حساس و سرنوشتساز برای آیندهی آن سرزمین و مردمش بود.
💡 صدای لهلهه و غوغای بازار در صبحهای زود، همواره با بوی نان تازه و فعالیت پرجنبوجوش معشوقهها و مغازهداران همراه بود که زندگی را پرانرژی میکرد.