لنگک
لغت نامه دهخدا
لنگک. [ ل َ گ َ ] ( اِ مصغر ) لنگ کوچک. ابن لنگ. رجوع به لنگ ( در معنی شل ) شود.
لنگک. [ ل ُ گ َ ] ( اِ مصغر ) لنگ کوچک. فوطه خرد:
لنگکی زیر و لنگکی بالا
نی غم دزد و نی غم کالا.
لنگک. [ ] ( اِخ ) لقب پدر ابواسحاق ابراهیم شاعر، و خود او نیز شاعر بوده است.
فرهنگ فارسی
( اسم ) لنگ کوچک فوط. خرد.
لقب پدر ابو اسحاق ابراهیم شاعر و خود او نیز شاعر بوده است.